دیوار بی نقش
توی خلوت یک روز گرم که همه به جاهای خنک پناه می برند،سلانه سلانه و با قدمهای کوتاه مشغول تماشای مناظر اطراف بودم؛برای اولین بار به شکل هندسی ساختمانها توجه می کردم و چیز مشترکی که توی همه ء بناها دیدم،مستطیل های عمودی و اغلب سفید رنگ بود که با سایزهای گوناگون بلند قد ها از کوتوله ترین ساختمانها پیشی گرفته بودن.هیچ عمارتی نبود که چنگی به دل بزنه و ناخودآگاه نگاهی رو جذب کنه.
رنگ و طرح تشکیل دهندهء زیبایی های محیط ان.کم پیش میاد که دیوار قشنگ گرافیکی ببینیم.همیشه سفید بودن یا نوشته هایی رو می بینیم که بنا به اصول دینه.دو بیتی ها رو فقط توی کتابهای درسی ای دیدیم که فقط بر حسب اجبار مجبور شدیم نگاهی بهشون بندازیم.
هیچ وقت طرح های مدرن و خلاقی که از آدمهای معمولی دیدیم رو روی دیوار های اطراف ندیدیم.نتیجه ای که گرفتم اینه که این طرح ها مثل یه رویای زیبا فقط توی یک نمایشگاه به نمایش گذاشته میشن و بعد از اینکه به بیداری رسیدیم،همه چیز به فراموشی سپرده میشه.


+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 18:2 توسط سمیرا
|
من نه گابریل گارسیا مارکزم نه آلبر کامو نه سیمین دانشور!فقط اومدم اینجا بنویسم.ناگفته ها و گفته ها و نوستالژیا و نقل قولهایی که می شنوم.در مورد خودمم ادعایی ندارم.خوش ندارم با نظرای آبکی از قبیل سر زدن و تبادل لینک به زور لینکی رو تو وبم قالب بزنم.