از تفریحات دوران کوچکی،نشستن در مقابل پنکه و آواز خواندن به منظور پخش صدا و چند رگه شدن که

حسابی ما را به وجد می آورد؛هم چنین شکلک کشیدن روی فضاهای گردگیری نشده؛کشیدن ستاره یا

قلبی که تیری بی رحمانه آن را دو نیم کرده و سه قطره خون از آن می چکید.سُر خوردن روی نرده های

راه پله و توهم سرسره در سر پروراندن.

                                                            * * *

از تفریحات دوران وسطی،chat کردن و گوش دادن به انواع موسیقی محجوب و مستهجن که یا از دوستان

قرض می گرفتیم یا به هرجان کندنی بود از اینترنت دانلود می کردیم و بر سایتهای فیلترشده لبخند پیروز

- مندانه می زدیم که بالاخره موفق به دریافت فایل مورد نظر شدیم.کل کل و مخ زنی ها هم که بماند!

بعدها که عاقل تر شدیم،نوشتن برایمان بهانه ای شد تا از احوالاتمان بنویسیم و عده ای نامرئی را در

خواندن خاطرات فاش نشده مان شریک کنیم.

                                                      * * *

از تفریحات دوران اُخری عصا به دست و قدم زنان در پارک،لبخندی را نثار عابر مشوشی کردن و زمزمه ی:

این نیز بگذرد،غم مخور!

به یاد کودکی،قهرهای زودگذر و آشتی های ماندگار و حس امنیت آغوش خانواده.

به یاد جوانی،پیچاندن همسر و رفیق بازی و لوطی گری با دوستان ایام شباب و تاسف خوردن از کارهای

کرده و نکرده ای که نخواستیم یا نتوانستیم انجام دهیم...