داستو
اونجایی که می خواستیم بریم بازار صفویه،تصمیم گرفتیم تو اون هوای معتدل کمی قدم بزنیم.
یک فروشــگاه صـنایع دستــی* اونجا بود که نــظر هر سه نفرمونو بهش جلب کـرد؛وارد شـدیم و مـشغـول
تماشا شدیم.هنر دست رو با چشمام می خوردم و لذت می بردم از این همه ذوق و سلیقه.
واقعا راست میگن:"هنر نزد ایرانیان است و بس"
وسایل ارزش مند و زیبایی اونجا بـود:از کاسه های سفالی و مـرمـری رنگ و وارنگ گرفتـه تا صـفحه های
شطرنج پر نقش و نگار و سنگینی که اون گوشه،خودنمایی می کرد؛همچنین،کاسه و بشقاب و قاشق و
چنگال های نقره ای که آدمو ناخودآگاه یاد دوره ی قاجار می اندازه چون روی بعضی از وسایل،مثل گلدون
های قدیمی،عکس ناصرالدین شاه با اون سبیل های چخماقی،آدمو برانداز می کنه.
اینم یک عکس محدود به محوطه ی ویترین که دیدنشون خالی از لطف نیست.

*فروشگاه داستو واقع در خیابون ولیعصر و روبوی پارک ملت،نرسیده به بازار صفویه قرار داره
ادامه نوشت:این فروشگاه باید بهم پورسانت بده بخاطر این همه تعریفی که از مغازه و وسایلش کردم![]()
من نه گابریل گارسیا مارکزم نه آلبر کامو نه سیمین دانشور!فقط اومدم اینجا بنویسم.ناگفته ها و گفته ها و نوستالژیا و نقل قولهایی که می شنوم.در مورد خودمم ادعایی ندارم.خوش ندارم با نظرای آبکی از قبیل سر زدن و تبادل لینک به زور لینکی رو تو وبم قالب بزنم.