چندی پیش،توی دنیای مجازی با دوستی آشنا شدم.چت می کردیم و از هر دری صحبت می کردیم.

صحبتمون به آرزوهامون و هدفامون رسید.خیلی صمیمانه ازم پرسید:سمیرا بزرگترین آرزوت چیه؟

می خواستم جوابمو تو چند جملهء کوتاه خلاصه کنم.اول به سوالش فکر کردم؛یه تفکر عمیق به چیزایی

که منو خوشحال می کنه و منو به ادامه زندگی جذب می کنه.گفتم:من خیلی دوست دارم عکاس بشم

گفت:فقط همین؟گفتم:نه،آرزوهای زیادی دارم که اگه بخوام در هر مورد توضیح بدم چند شبانه روز طول

می کشه.من دوست دارم همیشه پیشرفت کنم.

دوستم گفت:با یه خانم روانشناس ۲۸ ساله دوست بوده و این موضوع رو این طوری موشکافی کرده که

پسرا تو زندگی بزرگترین هدفشون رسیدن به قدرته و قدرتی که می خوان اسمش ثروته،اما اگه بزرگترین

هدف یه دخترو بپرسی میگه داشتن یه شوهر!!!

با صحبتش مخالفت کردم و گفتم داشتن همسر که همه چیز نیست و بحث خاتمه پیدا کرد.

امشب فیلم روزهای سبز ساختهء حنا مخملباف رو دیدم.خیلی متاثر شدم و قضایای فیلم منو یادآور روز-

هایی کرد که گذشتند.بعد از اتمام فیلم،تو اینترنت در مورد حنا جستجو کردم.وقتی فهمیدم کارگردان این

فیلم فقط یک سال ازم بزرگتره،کلی تحسینش کردم و کلی از خودم بدم اومد که تا حالا برای رسیدن به

هدفم هیچ تلاشی نکردم.می خوام از این به بعد دست از تنبلی بردارم و با عزم جزمتر به چیزایی که برام

مهم ان دست پیدا کنم.

به امید فردا...