مادر من
هيچ وقت خيالم بابت مامان راحت نمي شود. به خاطر زانو دردي كه با انواع پماد و كرم و قرص و كپسول كه تاثير چنداني روي درمانش نگذاشته،به خاطر همسايه اي كه در تميز بودن ساختمان نمي كوشد و حرصش مي دهد و بيشتر از همه به خاطر بچه هايش كه فكر مي كنند عقل كل هستن. فكر مي كنن به سبب درسي كه خوانده اند بيشتر ميفهمند ،فكر مي كنند، به خاطر پولي كه بدست ميارن بيشتر زحمت كشيدن؛ هميشه حق با آنهاست. مامان به خاطر خريت هاي بي انتهاي ما همچنان صبور باش.
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ساعت 0:10 توسط سمیرا
|
من نه گابریل گارسیا مارکزم نه آلبر کامو نه سیمین دانشور!فقط اومدم اینجا بنویسم.ناگفته ها و گفته ها و نوستالژیا و نقل قولهایی که می شنوم.در مورد خودمم ادعایی ندارم.خوش ندارم با نظرای آبکی از قبیل سر زدن و تبادل لینک به زور لینکی رو تو وبم قالب بزنم.