سر زد از افق مهر خاوران...هربار که این سرود و می شنوم و میبینم همه برای هم خونی و احترام از جاشون بلند میشن، من هم برای همراهی پا میشم اما برای تموم شدن این سرود تو دلم غوغاس. حس این سرود برام ی کشور خاک مرده پاشیده رو تداعی می کنه؛ احساس می کنم سر قبر ایران به جای فاتحه خوندن این شعرو می خونم! ولی به جاش همیشه دوست داشتم و دارم سرود ملی "ای ایران ای سرای امید" شجریان خونده بشه. ریتم تند و شاد آهنگ جون تازه ای بهم میده. یا شعر "وطن ای هستی من" رو بخونم و حس غرور بهم دست بده. 
امشب که باز دیدم به جای شعرای حماسی دلخواهم اون شعر کریه رو گوش کردم نه از سر جام پا شدم و نه حتی حس میهن دوستیم غل غل کرد. برامم مهم نبود کسایی ک منو می دیدن حس بی شعوری یا بی هویتیمو با چشم چشم کردن به ارج برسونن. زل زدم و آبمیوه مو خوردم و از زیر ی هنجار رد شدم. من امشب قانون اطاعت رو شکستم.